محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1555
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
كه از آنجا كه دست اقتدار اين دولت ابدآثار در كفايت مهام جهاندارى قايم مقام مقرّرات قدر ، و قوام قدر توأم اين شوكت پايدار در مناظم اسباب دولتيارى نايب مناب دستگاه قضاياى مقدّر آمده به حسن كفالت كارگذاران ديوان تأئيد ، اسباب تأبيد « 2 » اين همايون سلطنت جاويد از هر جهت ممهّد ، و از وفور فوايد تفضّلات پروردگار مجيد توقيع وقيع خلافت ابدمقرون ، مشحون طغراى غرّاى ادامت ابد است . ما را در حذاى اين مواهب عظمى و ازاى شكر نعماى بىمنتها ، ملزوم همّت گردون اساس ، و پيشنهاد مبارك خاطر حقشناس افتاده كه از چاكران درگاه ، و فدوىزادگان دولت جاويد دستگاه ، آنان كه جرايد استعدادشان مشحون معدّات كفالت و كفايت ، و كفايت « 3 » درايتشان معدّ مناظم چاكرى و خدمت نمايد به ارتقاى مدارج اعتبارشان انظار عنايت گماريم . و به اظهار قبول مساعى مكنونات التفات گوناگون دربارهء ايشان ظاهر داريم . و خلاصهء اين اجمال ، تفصيل احوال عاليجاه رفيع جايگاه ، سيادت و سعادت همراه ، فخامت و مناعت اكتناه ، نباهت و نبالت دستگاه ، اخلاص و ارادت آگاه ، مقرّب الخاقان ، فدوىزادهء دولت جاويد بنيان ، سيّد الوزراء ميرزا ابو القاسم فراهانى است كه از خواص خانهزادان دولت به مزيد كمال آگاهى و درايت ، از جملهء همگنان ممتاز ، و طومار استعداد كاملش به تصحيح تربيت شاهنشاهى از نسخ مفاخر امثال و اقران ، قرين صحّهء اختصاص و امتياز آمده . از به دو فطرت خطّ خلود خدمت را به خاتم خلوص ارادت مختوم داشته ، به امتثال اوامر قضا مثال پيوسته قلموار سر بر خط فرمانبردارى گذاشته ، و بدين موجبات اسناد استعدادش در اجراى مخارج ارادت به صيغهء صحّت مقرون ، و افراد تفاضيل خدمتش در مطابقهء قابليّت فطرت به جايزهء قبول مشحون آمده . و لهذا در هذه السنهء يونتئيل خجسته دليل و مابعدها ميزان مفاخرش را به اضافهء منصب قايم مقامى ديوان اعلى افزوديم ، و منشور مناظم اعتبارش را به توقيع تفويض اين
--> سهوهائى رخ داده است مثلا « كه » در آغاز فرمان يا اضافه است يا عباراتى وجود داشته كه از قلم افتاده است . ( 2 ) . تأبيد : جاودانه كردن ( منتهى الأرب ) . ( 3 ) . به نظر مىرسد كلمهء كفايت تكرار شده .